|
|
|
|
|
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت: لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباسشویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد، زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده." مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم! زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاهکردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن فردی که میبینیم، در پی دیدن جنبههای مثبت او باشیم؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 11:20 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
روياهای خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن روی کاغذ بیاورید. شاید بزرگترین کشف در تاریخ بشر این باشد:« شما همان می شوید که اغلب به آن فکر می کنید.» دو عاملی که بیش از هر چیز دیگر بر زندگی شما تاثیر می گذارد یکی این است که اغلب اوقات به چه چیز فکر می کنید و دوم اینکه چگونه به آن فکر می کنید. افراد موفق بیشتر اوقات به اهدافشان فکر می کنند، در نتیجه، مدام به اهدافشان نزدیکتر شده و اهداف نیز مرتبا به آنها نزدیک تر می شوند. هر آنچه بیشتر اوقات به آن فکر کنید در زندگی تان رشد می کند. اگر در مورد اهدافتان فکر ، صحبت و تجسم کنید ، موفقیت شما بسیار بیشتر از کسی خواهد بود که اغلب در مورد نگرانی ها و مشکلات فکر و صحبت می کند. در اینجا یک فرمول ساده ی هفت مرحله ای برای هدف گذاری و نحوی دست یابی به آن ذکر می شود که می توانید برای موفق شدن از آن استفاده کنید.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 13:18 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 10:19 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
يك خاطره از يك ناشناس : باشد كه ما هم پند بگيريم ١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اينجا هر پروژهاى حداقل ٢ سال طول ميکشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئديها در تناقض است. آنها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند و خيلى به آرامى کارى را پيش ميبرند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى ميانجامد. به عبارت ديگر:
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک ميکنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟ او در جواب گفت: براى اين که ما زود ميرسيم و وقت براى پيادهرفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر ميرسند و احتياج به جاى پارکى نزديکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نميکني؟ ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 16:22 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم." سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است." سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟" مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود." سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟" مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم." سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند،در آن لحظه بیمار است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 8:33 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
يك جمله كليدي خطاب به تمامي مديران هست كه مي گه :
شايستگي كاري كافي نيست از ابتدا براي استاندارد سازي الگوهاي رفتاري پرسنل تحت امرتان برنامه ريزي داشته باشيد
او کارمندی است که فاقد "برخورد صحیح" می باشد. اخلاقش خوب نیست، به دیگران بی احترامی می کند، و همکارانش دائماً از او شکایت می کنند؛ اما از سوی دیگر در کارش تواناست و شایستگی های فراوانی دارد. مسئول قسمتی که در آن مشغول به کار است تصور می کند که اين مسئله یک مشکل حل نشدنی است. به هر حال همیشه در هر اداره یا شرکتی شخصی وجود دارد که ساز مخالف می زند و با سایر کارمندان همگام نیست. تصور سرپرست بخش این است که تا وقتی اين فرد کار خود را به نحو احسن انجام می دهد، وی نمی تواند کاری در مورد او انجام دهد! توجه داشته باشید که این نگرش به عنوان اولین منبع بروز اشتباه شناخته می شود. مشکلات رفتاری در محیط کار باید بلافاصله ردیابی شوند و متعاقباً واکنش مناسبی نسبت به آنها نشان داده شود تا رضایت مراجعین، همکاران، مشتری ها، فروشندگان، و تولیدگنندگان محفوظ نگه داشته شود.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 14:40 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
تا حالا از اسراف ، صرفه جويي و مصرف بهينه خيلي حرف زديم و خيلي هم شنيديم بنا براين ، تصميم گرفتيم اين بار نه از اسراف بلكه ار علل اون بنويسيم :
اسراف نیز مانند بسیارى از اعمال، برخاسته از ریشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها، حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در این قسمت به بیان و بررسى بعضى از این عوامل خواهیم پرداخت: 1 ـ خودنمایىشخصى كه در دوران زندگى همواره در نیل به خواسته ها و آرزوهاى خویش ناكام مانده و با تنگدستى و محرومیت دست به گریبان بوده است، این سرخوردگیهاى انباشته شده، به تدریج تبدیل به عقده هاى روانى شده و در شخصیت او ایجاد اختلال مى نماید. در این صورت، فرد دچار اختلال، براى سرپوش گذاردن بر ناكامیها و عقده هاى متراكم خود، دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصیت دهد. به عنوان مثال براى باز یافتن شخصیت سركوب شده ی خویش به اسراف و ریخت و پاشهاى غیر معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با این رویه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.
2 ـ تربیت خانوادگىخانواده یكى از اركان تربیت و محل شكل گیرى شخصیت رفتارى انسان است. شیوه هاى رفتارى فرزندان، انعكاسى از نوع تربیت خانوادگى آنهاست، از این رو بسیارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى، اقتصادى و اخلاقى را از والدین خود می آموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گیرند. یك مادر خوب و فهمیده كه در خانه الگوى صحیحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غیر ضرورى و مسرفانه پرهیز كند، بدون شک دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آینده ی خود، دچار ضعف شخصیت و تقلید از دیگران نخواهد شد. اما در نقطه ی مقابل، مادرى كه بدون داشتن الگوى صحیح مصرف، به زیاده روى و ولخرجى خو گرفته است، این روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و او در زندگى آینده اش آن را به كار خواهد گرفت.
3 ـ فساد اخلاقىترك اسراف، یك نوع پایبندى و تعهد به مقررات دینى است كه در اثر تربیت و تهذیب به دست مى آید. در بعضى مردم، زمینه ی اسراف را باید در شخصیت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زیرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است، نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامین خواسته هاى افسار گسیخته ی خود مى باشد. او از این طریق سرمایه اش را به هدر مى دهد.
4 ـ تقلیدتقلید از ابزار مهم تربیت بشر است. انسان همیشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقیت اند، هماهنگ سازد. این احساس اگر همراه با هدایت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحیح باشد، بسیار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد، موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دینى و انسانى مى شود.
بسیارى از مردم در توجیه و درست جلوه دادن خلاف كاریهاى خود ـ از جمله اسراف ، عمل دیگران را پیش كشیده و مى گویند دیگران هم، چنین مى كنند، غافل از اینكه عمل دیگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد. لباس پوشیدنها، غذا پختنها، طلا و جواهرات، دكورها و دیگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آمیخته ی با اسراف هستند، كم نیستند و همین روحیه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانیهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند. امام باقر علیه السلام مى فرماید: تو را از اینكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خویش بدوزى، بر حذر مى دارم.
5 ـ الگوهاى اجتماعىآنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم به شمار مى رود تاثیر عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسیار مهم رسانه ها در الگودهى در همین راستا است. زندگى شخصى و نیز ادارى مدیران جامعه از همین مقوله است. سیاست گذاریها و برنامه ریزیهاى خرد و كلان در جامعه را نیز نباید فراموش كرد. بر گرفته از سايت شهيد آويني |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 21:0 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
يه جايي شنيدم كه نوع آوري و خلاقيت حتماً اين نيست كه آپولو هوا كني يك ايده تازه و نو در هر زمينه اي مي تونه خلاقيت تو رو نشون بده ... نمونه اش اين آزمايش ساده اما مهم يك دختر دانش آموز ، واقعاً جالبه که همچين فکري به ذهن يک دختر بچه رسيده .. يک دختر خانم براي مقايسه اثر مايکروويو بر روي ساختار مولکولي مواد و مقايسه اون با گرم کردن به روش سنتي به راه حل جالبي رسيده و اون مقايسه دو گياه کاملاً مشابه هست که يکي توسط آب گرم شده در مايکروويو و ديگري توسط آب گرم شده بر روي کتري سيراب مي شدن. يعني اين دختر خانم مثلاً 100 سي سي آب رو در مايکروويو مي جوشونده پس از سرد شدن به يکي از گياهان مي داده، و 100 سي سي ديگه رو در کتري و روي اجاق گاز مي جوشونده، و پس ازسرد شدن به گياه ديگه مي داده. اما نتيجه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 8:56 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
سال جديد را در حالي آغاز كرديم كه باران و برف بهاري !!! كشور سبزمان را فراگرفته است. مسلماً اين بارش ها دغدغه هاي خشكسالي و تابستان 88 را براي متوليان امر آبرساني در كشور ، كمتر خواهد كرد . اما با توجه به اجراي طرح باروري ابرها سوالات به حقي در اذهان عمومي شكل گرفته كه خاطر برخي افراد را مشوش نموده است. بارها و بارها از ما پرسيده اند كه : آيا اصلاً سازمان منسجمي براي اجراي طر ح باروري ابرها وجود دارد ؟ آيا بارور ساختن ابرها كاري برخلاف جريان طبيعت نيست ؟ آيا اين كار باعث ايجاد آلودگي نخواهد شد ؟ و .... بنابراين بر آن شديم بدون در نظر گرفتن عملكرد دوستانمان در مركز ملي باروري ابرها توضيحات مختصري را در اين پست قرارداده و به تعدادي از پرسشها نيز پاسخ دهيم . آنچه در ادامه مي خوانيد برگرفته از نشريات خبري و وبلاگ تخصصي فيزيك مي باشد . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 22:0 توسط س . ذوالقدر
|
|
||
|
|
|
|
|
سال 1387 با تمام خوبي ها و بدي ها گذشت و تقويم آمدن بهار را نويد داد ، روزهاي پاياني سال نو در شركت ما ( آبفار قزوين ) اتفاقات زيادي افتاد كه مهمترين آن بازنشستگي رئيس هيئت مديره و مديرعاملي بود كه عمري را در رهبري مجموعه سپري كرده بود . مراسم توديع وي و معارفه مديرعامل جديد در روز 24 اسفند 87 در حالي برگزار شد كه تقريباً تمامي مديران استاني و ملي مدعو ، در جلسه حضور داشتند . از صميم قلب براي هر دو ايشان ( مديران عامل قبلي و فعلي ) آرزوي سلامتي و توفيق داريم. بگذريم
يكي ديگر از اتفاقات اسفند 87 و البته روزهاي آغازين سال نو اين بود كه با توجه به وضعيت جوي و بارش هاي زمستان گذشته و البته پيش بيني اداره كل هواشناسي ، انتظار وقوع خشكسالي قبل از رسيدن تابستان 88 ، خاطر ها را مشوش كرده بود ليكن برخلاف پيش بيني ها ، روزهاي سال نو با شادي وصف ناشدني مردم آغاز شد . بارش هاي باران و برف ، كه در برخي مناطق واقعاً حيرت انگيز بود ما را بر آن داشت تا سجده شكر به جا آورده و سر بر درگاه رحمتش بساييم . اميدواريم كه اين بارش ها به مناطقي كه تاكنون بي بهره بوده اند نيز راه پيدا كند تا شاهد بحران كم آبي در فصل گرم سال نباشيم . و اما كلام آخر اوراق كهنه تقويم عطر دل انگيز بهاري را در همه كوچه ها و پس كوچه ها پراكنده مي كند و مرغان مهاجر به سرزمين هاي سبز خود باز خواهند گشت اما هنوز چشم انتظار توييم بي تو تقويم تنها ورق مي خورد و هنوز هم تمام فصل ها برايمان خزان است به اميد ظهورت نشسته ايم و منتظر رسيدن بهار ... سال نو را به اين اميد آغاز مي كنيم كه انتظارمان پايان يابد . . . سال نو مبارك |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 20:15 توسط س . ذوالقدر
|
|
||